تبلیغات
HooP - باز خاقانی


HooP


باز خاقانی
چهارشنبه 12 دی 1386

عیسی دم است یار و دم از من دریغ داشت

بیمار   او   شدم   قدم   از من    دریغ داشت

آخر   چه    معنی   آرم   از   آن   آفتاب روی

کو   بوی خود به صبحدم  از من دریغ داشت

بوس   وداعی   از لب  او چون    طلب کنم

کز   دور   یک  سلام هم از من دریغ داشت

من   چون   کبوتران   به   وفا طوق دار   او

او کعبه ی  من و   حرم از من دریغ داشت

از     جور   یار     پیرهن    کاغذین    کنم

کو   کاغذ   و   قلم   از   من  دریغ داشت

من  ز  آب دیده  نامه نوشتم هزار  فصل

او ز آب دوده یک رقم از من دریغ داشت

خود   یاد  نارد   از دل خاقانی  ای عجب

گویی چه بود کاین کرم از من دریغ داشت

نزدیک امتحان خاقانیه.به نظر من که محشر کرده تو این غزل.از مراعات النظیر هاش واقعا لذت می برم.و اینکه خیلی در امر تصویر پردازی دقیق عمل می کنه.بیت ۳ شاهکاره.قبل از خاقانی به گمونم انوریه که در این زمینه کار هایی کرده.

و این که خیلی زمینی حرف زده.خوشم می آد از آدم هایی که الکی رو هوا نمی رن.




نوشته شده توسط pooty در چهارشنبه 12 دی 1386 و ساعت 12:01 ب.ظ
Desined By Mohamad + Alireza