تبلیغات
HooP


HooP


یکشنبه 18 فروردین 1387

دیشب پریشب یه ساعت سنگین فلزی به گمونم ۴ ۵ کیلویی یهو فرود اومد به ملاج مبارکم.

دقیقا به همون شکلی که از آسمون یه دفعه پیانو رو سر پلنگ صورتی و تام بیچاره فرود می آد.

خیلی ترسیدم. این قده که نفس نمی تونستم بکشم.

اما الان به یه چیزی فکر می کنم.که  چقدر ما آدمها (چه جوری بگم؟) ساده بین و کوچیک؟ هستیم.

هزاز تا واقعیت ریز و درشت هزار و یکی بلای تلخ و دردناک که همش ناشی از اعمال خودمون می شه مثل اون ساعت مثل اون پیانو رو سرمون خراب میشن اما فقط و فقط به خاطر اینکه به چشم نمیان -مثل درد ساعت نمیشه حسشون کرد ازشون می گذریم و هیچ وقت هم فکر نمی کنیم و نخواهیم فهمید که تاثیر دردشون در زندگیمون چقدر بوده؟




نوشته شده توسط pooty در یکشنبه 18 فروردین 1387 و ساعت 10:04 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza