تبلیغات
HooP - به خاطر تو


HooP


به خاطر تو
جمعه 12 مهر 1387

وقتی اتفاقی برای آدم می افته، آدم ها برای حلش راه های مختلفی رو پیش می گیرن.بعضی ها ندیده می گیرنش انگار که اصلا وجود نداشته. بعضی ها این قدر بهش فکر می کنن که دیگه نمی تونن به چیز دیگه ای فکر کنن و هی خودشون رو ملامت می کنن. اما من خودم رو می بخشم. اما این قدر بالا و پایینش می کنم که حال خودم بد می شه. و از اونجا که آدم بسیار خود خواه و خود شیفته و سلطه جویی هستم حق رو می دم به خودم. یعنی بعد از این که می شینم اساسی فکر می کنم که کجای کار غلط بوده می گم خوب چی کار کنم؟من بودم و کردم و گذشته. سعی می کنم دیگه تکرارش نکنم. و کلی هم خوشحال می شم برای خودم. چون درس خیلی بزرگی ازش گرفتم. و بعد این قدر این مساله برای خودم باور پذیر می شه که فکر می کنم برای بقیه هم همین قدر باید باور پذیر باشه...اما دریغ... و چون توی فکر و خیال خودم به سر می برم و صحنه ها و آدم هایی رو که تصور می کنم همه خیالی ان و از جنس آدم های ایده آلی که فقط توی فکر و خیال آدمها ساخته می شن، همه  اون مساله ی موجود بغرنج زندگی من رو قبول دارن و باهاش کنار میان. اینه کاری که من می کنم. 

این اشتباه بزرگ و چی جوری میشه باهاش کنار اومد نمی دونم؟

این بار به بهانه ی تو می نویسم. مشتاق بودی که از تو یادی بشه و تو مخاطب نوشته هام باشی. حالا راضی هستی؟ این بار که غمگینم به خاطر تو می نویسم. به خاطر تو، که نمی دونم از کجا پیدات شد؟ که این قدر خوب هستی که من تو رو دقیقا اون آدم خیالی ذهنم فرض کنم. این قدر خوب که یادم بره تو هم احساسی داری. این قدر خوب که یادم بره تو هم رنجیده خاطر می شی .این قدر خوب که یادم می ره  مثل هر کس دیگه از نشنیدن واقعیت ناراحت می شی...




نوشته شده توسط pooty در جمعه 12 مهر 1387 و ساعت 03:10 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza