تبلیغات
HooP - امید


HooP


امید
دوشنبه 8 تیر 1388

به طرز ابلهانه ای وبلاگم فیلتر شده بود. خیلی مطلب نوشته بودم. و برای اولین بار در زندگیم فکر می کنم خیلی قوی و مستند نوشته بودم اما بعد از حوادث اخیر پاک کردم هر آنچه را که نوشتم. فکر می کنم که کاش نگه داشته بودمشان، اما چه کنم که ناراحت بودم و کنترلم از دست خارج.

این روزها که می گذرند شبیه هیچ روزی در زندگیم نیست. به قول دوستی نور و ظلمت شانه به شانه در حرکتند. آخر این کهنه کتاب همیشه باز ما افتاده است و همگان به نظاره نشسته ایم تا خورشیدی بدمد و خبر از طلوعی دوباره بدهد. چشمانمان در پی قاصدکان دوان است و سوال از اخبار خوش می کنیم اما دریغ!

این روزها غمگین نیستم، خوشحال نیز نیستم، شاید بهت زدگی و حتی افسردگی کلمه ی مناسبی باشد. امید در دلمان هست که گویا امید بسان غم در دلهایمان به ودیعه گذاشته شده است..تنها سرمایه ی این روزها امید است...امید به روزهای خاکستری فردا، امید به روزهای سیاه امروز که شاید نویدی از سپیدی خورشید صدق در پی آن بر تارک این روزهای غمگنانه مان بدرخشد.

امید داریم زیرا می دانیم سرنوشت ما این نبوده است، امید داریم چون هنوز عشق به زندگی داریم، امید داریم چون از برای آنان که هنوز راهی بس شگرف تا پایان زندگی شان دارند آرزوهایی داریم رنگ به رنگ، سبز، سرخ، آبی... امید داریم چون دوست می داریم نا آمدگان و رفتگان را....و می دانیم که سهم این قناری های لب بسته بر شاخ درختان، قلب ورم کرده ی باغچه و ماهیان مبحوس تنگ تنگ این نبوده و نیست.

با آرزوی بهی برای آنان که وفادار، امید وار و سرشار از نیکی هایند...

برای رهایی م.ق که لحظه ای از برابر چشمانم کنار نمی رود با آنکه هیچ گاه ندیدمش..... 




نوشته شده توسط pooty در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 07:40 ب.ظ
Desined By Mohamad + Alireza