تبلیغات
HooP


HooP


سه شنبه 23 اسفند 1384

سلام.نوشتن بعد از این همه وقت اصلا مزه نداره.مخصوصا اگه از کاری که این همه وقت براش گذاشته باشی نتیجه ی لازم رو نگرفته باشی.

اوضاع شدیدا در هم برهم است.کنکور دادم.و گند زدم.قبول میشم ولی نه دانشگاه تهران. ناراحتیم از همین جاست.دوست هام این جا قبول شن و من این جا نباشم از غصه دق می کنم.

سر این کنکور لعنتی شدیدا عنق شدم و حوصله ی هیچ کس رو هم  ندارم.تا اردیبهشت خیلی مونده و من توانایی انتظار رو هم ندارم. بدتر از همه هم این وسط عروسی خواهر و مسافرت احمقانه ی عیده.من از این انتظار خیلی بدم میاد.چون هیچ دخالتی نمی تونی بکنی.گند زدم حالا مجبورم بشینم نتیجه شو ببینم.هیچ خوش ندارم.

دیگه حوصله ی دزس خوندن هم ندارم.قاطیم بد جور و شدیدا احساس حماقت آزارم میده.نمیدونم چه غلطی باید بکنم؟؟؟؟خیلی افسرده و ناراحتم و هیچ کس هم نمیفهمه.هی میگن هنوز که چیزی معلوم نیست!!!ولی برا خودم که کاملا روشنه که چه گند شریفی زدم!!!همش حرف بیخوده برا دلداری من!!!!

احساس میکنم هر چی دارم با آمدن نتیجه ی کنکور از دست خواهم داد و این بدترین چیز برای منی که تازه دارم قدر چیزایی زو که دارم میفهمم.

حالا با این همه احساس ناجور شما اگه به جای من بودین چی کار می کردین؟ فقط خواهشا جوابتون صبر نباشه!!!




نوشته شده توسط pooty در سه شنبه 23 اسفند 1384 و ساعت 04:03 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza