تبلیغات
HooP


HooP


دوشنبه 16 مرداد 1385

آدمی است و تردید هایش.آدمی است و تصمیمهایش.آدمی است و تصوراتش.

سراسر زندگی را پشت سر میگذاریم در هاله ای از شک و تردید بی آنکه بدانیم چقدر در زندگی ـاین مجموعه ای که خیلی هم پیچیده به نظر نمی رسدـدرست عمل کرده ایم؟؟؟چقدر؟

تمام زندگی علامت سوال است؟سوال سوال سوال.....سوال و اینکه فردا را چه کنم؟زندگی سخت ناشناخته...اما در عین حال با پشتکار هر چه تمامتر سعی میکنیم...برنامه ریزی میکنیم...نقشه میکشیم که فردا را چه کنیم؟دریغ از آنکه بدانیم فردا را مالک هستیم یا نه؟فردایی وجود دارد یا نه؟

به آرزو ها و خیالاتمان دل میبندیم بی آنکه مطمئن باشیم که صحت دارند و در عین حال بر از دست دادنشان چنان افسوس میخوریم چنان چون کودکی که بادکنکش را گم کرده باشد.خیال...خیال ..خیال.

حال با تمام اینکه زندگی با پیچ در پیچ هایش برایمان ناشناخته است برای زندگی هم نیز تصمیم میگیریم....تو این کار رو کن....نه این کار رو نکن....اگر این جور کنی بهتر است و.....این دیگر چه صیغه ای است نمی فهمم.فقط میدانم سر در گمم.سردرگم...گیج...متحیر....ضعیف...و مهمتر از همه خسته از فکر کردن...

از مهمترین دلخوشی کنونیم نمی توانم راضی باشم چرا که حرفهاآزارم میدهد.درک میکنم ولی نمیتوانم بپذیرم.دوست دارم جواب مثبت بشنوم ولی نمیشنوم.دوست دارم راست بگویم ولی نمیگذارند.دوست دارم صحبت کنم ولی نگاه ها عذاب آور است.دوست دارم لذت ببرم ولی دچار عذا ب وجدان میشوم.

انتظارات زیادی دارم؟؟؟؟حق با دیگران است؟؟؟اشتباه میکنم؟؟؟الان نمیفهمم؟؟؟؟

سوال؟سوال؟سوال؟




نوشته شده توسط pooty در دوشنبه 16 مرداد 1385 و ساعت 12:08 ب.ظ
Desined By Mohamad + Alireza