تبلیغات
HooP


HooP


جمعه 29 دی 1385

نمی اندیشم

به اتاقک پر شور کودکی ها

به اتاقی با پرده های رنگین

رنگ پریده از تابش بی رحمانه ی خورشید

به تاقچه ی کوچک پر از تنهایی

به دیوارهای چرک مرد

در انتظار کاغذهای دیواری

حتی به کتابخانه های سفید دیواری

 

دیگر به کوچه ی پشت مدرسه

جوی همیشه جاری زیر پنجره

به هق و هق پنهان دختر همسایه

حتی به گربه ی رنجور در پناه انباری خزیده

نمی اندیشم

 

فردایی نیست

دیگر به خط سرنوشت محو نا معلوم

به گردش سوزن پرگار همیشه در کار

به آن نقطه ی دور موهوم

نمی اندیشم

 

فردایی نیست

دیگر به آفتاب نمی اندیشم




نوشته شده توسط pooty در جمعه 29 دی 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza